نیکان و زبونش :)
سلام...امروز میخواستم پست همه چی ارومه رو بزارم ولی جریان زبون نیکان پیش اومد..
این گل پسره مامان ندا این روزا همش دلبری میکنه و به من فرصت فکر کردن به دلتنگی هامو نمیده مرسی پسره ناز نازیه من!!! مامان جان دیگه تقریبا داره ٥ماهت میشه و این یعنی تو به اوج شیرینی میرسی..و من سعی میکنم با نوشتن خاطرات شما تموم این لحضه هارو تا جایی که میشه ثبت کنم...این وبلاگ در اینده یاد اوره شیرین ترین لحضات زندگیتونه.. به نظرم هیچ دورانی تو زندگی به خوب بودن ساده بودن و زیبا بودن این روزهای بچگی نمیتونه باشه..
خوب حالا تو این پست جدید عکسهای نیکان و زبون خوجلشو میزارم و همه چی ارومه به پست بعدی منتقل میشه
... خوب پسرم منظورتو از این زبون درازی ها میشه برام توضیع بدیییی.. اگه دلبری می کنی باید بگم که موفق شدی نه تنها من و بابا نادر/ نیما هم کلی قربون صدقت میره...
خوب اینم نیما با داداشش



نیکان و زبونش :) 



